عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

110

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

چون به پرواز آمد از هر سو عقابى جان « 1 » شكار * شد برون از آشيان چون شاهبازى « 2 » تيزپر راند رخش بادپاى از مركز خاكى برون * و آمدش دور حيات از گردش گيتى به سر امير مبارز الدّين بعد از آن اسيران را جمع كرده ، جرايم و آثام بر ايشان مىشمرد و مجموع را به محابس « 3 » قلاع « 4 » روانه مىگردانيد و مظفّر و منصور به جانب كرمان معاودت نمود .

--> ( 1 ) با : چون . ( 2 ) با : همچون عقابى . ( 3 ) با ، گ : مجالس . ( 4 ) با : قلاع ديگر .